معنی عرقوة

معنی عرقوة

6 بازدید
[ عَ قُ وَ ] (ع اِ) عرقوة الدلو؛ چوب چنبر دلو. (منتهی الارب). عرقاة دلو. و بضم اول خوانده نشود، زیرا وزن «فعلوة» در صورتی به ضم اول میتواند باشد که حرف دوم آن نون باشد چون عُنصُوَة. (از اقرب الموارد). و رجوع به عرقاة و عرقات شود. || هر پشتهٔ زمین آسان گذار مانند سنگ تودهٔ گور. (منتهی الارب). هر تپهٔ آسان رو در زمین، گویی که آن سنگ تودهٔ قبری است مستطیل. (از اقرب الموارد). || (اِخ) یکی از منازل قمر که «فرغ» نامیده میشود: و نیز هر دو فرغ را [ از منازل قمر ] دو عرقوة خوانند. (التفهیم).رجوع به عرقوةالدلوالسفلی و عرقوة الدلوالعلیا شود.

کلمات هم‌قافیه با «عرقوة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید