معنی عرقوبی
7 بازدید
[ عُ ] (ص نسبی) منسوب به عرقوب. رجوع به عرقوب (اِخ) شود. - وعده یا مواعید عرقوبی؛ نوید دروغین : ایشان را به مواعید عرقوبی مستظهر گردانید. (جهانگشای جوینی). و به مواعید عرقوبی سلطان را مغرور کرد. (جهانگشای جوینی).
کلمات همقافیه با «عرقوبی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بی» برای سرودن شعر