معنی عرقل
7 بازدید
[ عَ قَ ] (اِخ) ابن خطیم. مردی است. (منتهی الارب). شاعری است مشهور از عرقلة. (از تاج العروس).
کلمات همقافیه با «عرقل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قل» برای سرودن شعر