معنی عرفی
6 بازدید
[ عَ رَ می ی ] (ص نسبی) منسوب به عرفات. (منتهی الارب). رجوع به عرفات شود.[ عُ ] (ص نسبی) منسوب به عرف. رجوع به عرف شود. مقابل شرعی. (یادداشت مرحوم دهخدا). || آنچه بر فعل متوقف باشد چون مدح و ثنا. (از تعریفات جرجانی). || مبالغه شده. || معروف. || جمع شده و زیاد گشته. || متجاوز. || عمومی. (ناظم الاطباء).[ عَ رَ ] (اِخ) زَنفَل بن شداد عرفی. از روات حجاز و ساکن عرفه بود. وی از ابن ابی مُلَیکة روایت کرده است و ابوالحجاج و نصربن طاهر از او روایت کرده اند. (از معجم البلدان). و رجوع به اللباب فی تهذیب الانساب شود.
کلمات همقافیه با «عرفی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فی» برای سرودن شعر