معنی عرفط
6 بازدید
[ عُ فُ ] (ع اِ) نوعی از درخت خاردار. (منتهی الارب). درختی است از عضاه که «مغفور» میتراود و شکوفهٔ آن سفید و غلطان است. یکدانهٔ آن عرفطة. (از اقرب الموارد). عِضّ و عُضّ، درخت عرفط. (از منتهی الارب). عَبیبة، چیزی است شیرین بر شکل صمغ که از درخت عرفط برآید و خورده شود. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «عرفط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فط» برای سرودن شعر