معنی عرفاء
8 بازدید
[ عَ ] (ع ص) شتر بافش. (از منتهی الارب). ناقة عرفاء، ماده شتر که سنام وی چون عُرُف و مکان مرتفع شده باشد، و یا بر گردن او یال مانند به وجود آمده باشد. (از اقرب الموارد). ج، عُرف. (منتهی الارب). || (اِ) کفتار. بسبب افزونی موی گردنش بدین نام خوانده شده است. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد).[ عُ رَ ] (ع ص، اِ) جِ عَریف. (منتهی الارب). رجوع به عریف شود. || جِ عارف. (ناظم الاطباء). جِ عارف، چنانکه علماء و شعراء جمع عالم و شاعر باشد. (از آنندراج) (از غیاث اللغات). در تداول فارسی معمولاً جمع «عارف» تلقی شود. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به عارف شود.
کلمات همقافیه با «عرفاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر