معنی عرض حال
8 بازدید
[ عَ ضِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) درخواست و استدعا. (ناظم الاطباء). دادخواست. شکایت. || ورقه ای که درخواست یا شکایت خود را در آن نویسند. (فرهنگ فارسی معین). درخواست نامه. عریضه. قسه. شکوائیه. و رجوع به عرض الحال شود.
کلمات همقافیه با «عرض حال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر