معنی عرض افتادن
8 بازدید
[ عَ اُ دَ ] (مص مرکب) نمایان شدن. عرضه شدن. ارائه گردیدن. || به عرض رسیدن مطلبی. || پیشنهاد شدن. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «عرض افتادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر