معنی عرزمی

معنی واژه عرزمی

5 بازدید
[ عَ زَ می ی ] (ص نسبی) نسبت است به عرزم و به گمان صاحب الانسان بطنی است از فزارة. و جبانهٔ (گورستان) عرزم به کوفه معروف است. و شاید این بطن به عرزم وارد شده و بدان نسبت داده شده باشد. (از اللباب ج ۲ ص ۱۳۱).
[ عَ زَ ] (اِخ) ابوعبدالللََّه عبدالمک بن ابی سلیمان العرزمی. عموی محمدبن عبیداللََّه و نام ابی سلیمان میسرة است. وی از سعیدبن جبیر و عطا روایت کند. و ثوری و یارانش و یحیی بن سعیدالقطان و جز آنها از او روایت دارند وی در ذی الحجة سال ۱۴۵ هـ . ق. درگذشته است. مردی ثقه بود ولکن در بعضی از احادیث خطا کرده است. (از اللباب ج ۲ ص ۱۳۱).
[ عَ زَ ] (اِخ) ابوعبدالرحمان محمدبن عبیداللََّه بن ابی سلیمان العرزمی. وی از عطار روایت دارد و عراقیان از وی. به سال ۱۵۵ هـ . ق. در سن ۷۸ سالگی درگذشته است. (از اللباب ج ۲ ص ۱۳۲).
[ عَ زَ ] (اِخ) او راست کتاب الادب. (از الفهرست ابن الندیم).
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید