معنی واژه عرت
7 بازدید
[ عَ ] (ع مص) سخت گردیدن نیزه و جنبیدن و لرزیدن. (از اقرب الموارد). درخشیدن. || جنبیدن و لرزیدن و درخشیدن برق. (منتهی الارب). || مالیدن بینی کسی را. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (آنندراج).