معنی عراف
7 بازدید
[ عَ رْ را ] (ع ص) بسیار شناسنده. || منجم. (از اقرب الموارد). اخترگوی. (مهذب الاسماء). || کاهن و فالگوی. (منتهی الارب). و گفته شده است عراف آن باشد که از گذشته و آینده خبر دهد. (اقرب الموارد). جاحظ گوید عراف پائین تر از کاهن است. (اقرب الموارد). || طبیب. (اقرب الموارد). ج، عرافون.
کلمات همقافیه با «عراف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر