معنی عذرخواهی
5 بازدید
[ عُ خوا / خا ] (حامص مرکب) پوزش طلبیدن. پوزش خواستن. پوزش طلبی. بهانه آوری. پوزش خواهی. طلب عفو کردن : گرچه موقوف نیست شاهی من بر مدارا و عذرخواهی من.نظامی. حافظ چو پادشاهت گه گاه میبرد نام رنجش ز بخت منما بازآ به عذرخواهی. حافظ.
کلمات همقافیه با «عذرخواهی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هی» برای سرودن شعر