معنی عذراوش
5 بازدید
[ عَ وَ ] (ص مرکب) مانند عذرا. مجازاً، زیبا صورت : سرمست عشق سرکشی خاکستری در آتشی در ششدر عذراوشی صد خون عذرا ریخته. خاقانی.
کلمات همقافیه با «عذراوش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر