معنی عذب

معنی واژه عذب

6 بازدید
[ عَ ] (ع ص) خوش گوار. (اقرب الموارد) (قطرالمحیط) (منتهی الارب) (غیاث اللغات). پاکیزه از آب و خورش. (منتهی الارب). آب و طعام گوارا. (از محیط المحیط) (از اقرب الموارد). آب خوش. (مهذب الاسماء). خوردنی و نوشیدنی خوشگوار. (غیاث اللغات). گوارا. (قطرالمحیط) (از اقرب الموارد) (منتهی الارب). || خوش. (ترجمان القرآن جرجانی): آب عذب دین همی جوشد ازو طالبان را آن حیات است و نمو.مولوی. اندرآیید ای مسلمانان همه غیرعذب دین عذاب است آن همه.مولوی. او ز بحر عذب آب شور خورد تا که آب شور او را کور کرد.مولوی. || (اِ) نوعی از درخت باشد. (منتهی الارب) (از قطرالمحیط) (اقرب الموارد). || (ص) نزد فصحاء کلامی است که الفاظ آن از کلمات وحشی عاری باشد. (از کشاف). سخنی که لفظ آن سلس و غیر کریه بر ذوق باشد مقابل غیر مأنوس و وحشی. (از اقرب الموارد). - عذب البیان؛ روان و خوش بیان : به انشاء و انشاد اشعاری چند عذب البیان و رطب اللسان گشتند. (ترجمهٔ یمینی ص ۴۵۵).
[ عَ ] (ع مص) ناخوردن از شدت عطش. (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب). || بازداشتن کسی را. (از اقرب الموارد). باز ایستادن و گذاشتن. (از منتهی الارب). امتناع از چیزی یا کسی. (از اقرب الموارد). || بند گذاشتن برای تازیانه. (از اقرب الموارد).
[ عَ ذَ ] (ع اِ) خاشاک. || آنچه از بچه دان برآید بعد از ولادت. || خرقهٔ زن نوحه سرا که در وقت نوحه بر میان بندد. || کرانهٔ هر چیزی. || سر قضیب شتر. (از قطرالمحیط) (از اقرب الموارد) (منتهی الارب). || چرم پاره که سپس پالان آویزند. (از قطرالمحیط) (منتهی الارب). مفرد آن عذبة است. || نام درختی است. (منتهی الارب).
[ عَ ذَ ] (ع اِ) جِ عذبة. (ناظم الاطباء). رجوع به عذبة شود.
[ عَ ذِ ] (ع ص) آب چغزلاوه برآورده. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || شراب و طعام گوارا. (ناظم الاطباء).
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید