جلال‌الدین محمد بلخی

جلال‌الدین محمد...

جلال‌الدین محمد بلخی

مولانا

دنبال کننده 13

صفحه شخصی

به سخن آمدن طفل در میان آتش

1
یک زنی با طفل آورد آن جُهودپیش آن بُت، و آتش اندر شعله بود
2
طفل از او بِستَد در آتش درفکندزن بترسید و دل از ایمان بِکَند
3
خواست تا او سجده آرد پیش بُتبانگ زد آن طفل کِاِنّی لَم اَمُت
4
اندر آ ای مادر! اینجا من خوشمگرچه در صورت، میانِ آتشم
5
چشم‌بند است آتش از بهر حِجابرحمت است این سر برآورده ز جَیب
6
اندر آ مادر ببین برهانِ حقتا ببینی عشرتِ خاصانِ حق
7
اندر آ و آب بین آتش‌مثالاز جهانی کآتش است آبش مثال
8
اندر آ اسرار ابراهیم بینکو در آتش یافت سرو و یاسمین
9
مرگ می‌دیدم گَهِ زادن ز توسخت خوفم بود افتادن ز تو
10
چون بزادم، رَستم از زندانِ تنگدر جهانی خوش‌هوای خوب‌رنگ
11
من جهان را چون رَحِم دیدم کنونچون در این آتش بدیدم این سُکون
12
اندرین آتش بدیدم عالمیذره ذره اندر او عیسی‌دَمی
13
نَک، جهانِ نیست‌شکلِ هست‌ذاتوآن جهانِ هست‌شکلِ بی‌ثبات
14
اندر آ مادر به حقِ مادریبین که این آذر ندارد آذری
15
اندر آ مادر، که اقبال آمده‌ستاندر آ مادر مده دولت ز دست
16
قدرتِ آن سگ بدیدی، اندر آتا ببینی قدرت لطفِ خدا
17
من ز رحمت می‌کشانم پای توکز طَرَب خود نیستم پروای تو
18
اندر آ و دیگران را هم بخوانکاندر آتش شاه بنهاده‌ست خوان
19
اندر آیید ای مسلمانان همهغیر این عَذبی عذاب است آن همه
20
اندر آیید ای همه! پروانه‌واراندرین بَهره که دارد صد بهار
21
بانگ می‌زد در میان آن گروهپُر همی شد جانِ خلقان از شُکوه
22
خلق، خود را بعد از آن بی‌خویشتنمی‌فکندند اندر آتش مرد و زن
23
بی مُوَکِّل، بی کشش از عشقِ دوستزآنکه شیرین کردن هر تلخ ازوست
24
تا چنان شد آن عَوانان، خلق رامنع می‌کردند کآتش در میا
25
آن یهودی شد سیه‌رو و خجلشد پشیمان، زین سبب بیمار دل
26
کاندر ایمان، خلق عاشق‌تر شدنددر فنای جسم، صادق‌تر شدند
27
مکرِ شیطان هم در او پیچید، شُکردیو خود را سیه‌رو دید، شُکر
28
آنچه می‌مالید در روی کسانجمع شد در چهرهٔ آن ناکس، آن
29
آنکه می‌درید جامهٔ خلق، چُستشد دریده آنِ او، ایشان دُرست
بر مبنای نسخه مُصَحَّحِ نیکلسون - نام حکایت : حکایت پادشاه جهود دیگر که در هلاکت دین عیسی سعی نمود :روزی یکی دیگر از پادشاهان جهود تصمیم گرفت آیین مسیحیت را ریشه‌کن کند و پیروان آن را از میان بردارد. برای رسیدن به این هدف، آتشی بزرگ برافروخت و بتی در کنار آن قرار داد و فرمان داد همه در برابر بت سجده کنند. هر کس فرمانش را می‌پذیرفت، از آتش در امان می‌ماند و هر کس سرپیچی می‌کرد، به میان شعله‌ها افکنده می‌شد. در میان محکومان، زنی مسیحی را با کودک خردسالش نزد شاه آوردند. زن از پرستش بت امتناع ورزید. مأموران برای شکستن مقاومت او، فرزندش را به درون آتش انداختند. مادر که تاب دیدن رنج فرزندش را نداشت، لحظه‌ای در آستانه تسلیم قرار گرفت تا جگرگوشه‌اش را نجات دهد…
+
+
+

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن

بحر: رمل مسدّس محذوف

آدرس شعر : مثنوی معنوی مولوی دفتر اول ابیات 783 تا 811

حکایت پادشاه جهود دیگر که در هلاکت دین عیسی سعی نمود


بیت ۱: یک زنی با طفل آورد آن جُهود / پیش آن بُت، و آتش اندر شعله بود

  • قافیه: جُهود / بود

  • ردیف: ندارد

  • معنی: آن پادشاه جهود زنی را همراه با کودکش نزد آن بت آورد، در حالی که آتش خندق با شدّت زبانه می‌کشید.

بیت ۲: طفل از او بِستَد در آتش درفکند / زن بترسید و دل از ایمان بِکَند

  • قافیه: درفکند / بِکَند

  • ردیف: ندارد

  • آرایه: کنایه («دل از ایمان کندن» کنایه از تزلزل، سستی در باور و دست کشیدن از عقیده).

  • معنی: مأموران شاه کودک را از مادر گرفتند و در آتش انداختند؛ زن از هول آن صحنه به وحشت افتاد و از سر عاطفهٔ مادری، نزدیک بود از ایمان خود دست بکشد.

بیت ۳: خواست تا او سجده آرد پیش بُت / بانگ زد آن طفل کِاِنّی لَم اَمُت

  • قافیه: بُت / لَم اَمُت

  • ردیف: ندارد

  • آرایه: تضمین و تلمیح به اعجاز سخن گفتن طفل در گهواره مانند حضرت عیسی (ع) و سخن گفتن کودک در آتش («إنّی لَمْ أَمُت»).

  • معنی: زن خواست در برابر بت سجده کند تا فرزندش نسوزد، که ناگهان طفل از میان شعله‌ها فریاد برآورد: همانا من نمرده‌ام و در امانم!

بیت ۴: اندر آ ای مادر! اینجا من خوشم / گرچه در صورت، میانِ آتشم

  • قافیه: خوشم / آتشم

  • ردیف: ندارد

  • آرایه: تضاد میان «صورت» و «معنی» (در ظاهر میان آتش بودن، اما در باطن در آسایش و خوشی به سر بردن).

  • معنی: ای مادر به درون آتش بیا که من در اینجا غرق شادمانی‌ام، هرچند به ظاهر در میان شعله‌های آتش قرار دارم.

بیت ۵: چشم‌بند است آتش از بهر حِجاب / رحمت است این سر برآورده ز جَیب

  • قافیه: حِجاب / جَیب

  • ردیف: ندارد

  • آرایه: استعاره و تناقض (آتش چشم‌بند و پردهٔ حجاب برای نااهلان، و باطنش رحمت)؛ کنایه («سر برآوردن از جیب» کنایه از آشکار و متجلی شدن).

  • معنی: این آتش تنها چشم‌بند و پرده‌ای برای نامحرمان است؛ در حالی که در باطن، رحمت الهی است که گریبان گشوده و جلوه‌گر شده است.

بیت ۶: اندر آ مادر ببین برهانِ حق / تا ببینی عشرتِ خاصانِ حق

  • قافیه: برهان / خاصان

  • ردیف: حق

  • معنی: ای مادر به آتش درآی و نشانهٔ آشکار قدرت پروردگار را تماشا کن تا شادمانی و عیش اولیای خاص الهی را به چشم ببینی.

بیت ۷: اندر آ و آب بین آتش‌مثال / از جهانی کآتش است آبش مثال

  • قافیه: آتش / آبش

  • ردیف: مثال

  • آرایه: تناقض (پارادوکس) و تضاد میان «آب» و «آتش» (آتش‌نما بودن آب حقیقت، و آتشین بودن آب دنیا).

  • معنی: به درون درآی و آبی جانبخش را ببین که در ظاهر به شکل آتش می‌نماید؛ آبی برآمده از عالمی که حتی آب ظاهری دنیا در برابرش سوزان چون آتش است.

بیت ۸: اندر آ اسرار ابراهیم بین / کو در آتش یافت سرو و یاسمین

  • قافیه: بین / یاسمین

  • ردیف: ندارد

  • آرایه: تلمیح به گلستان شدن آتش نمرود بر حضرت ابراهیم (ع) و تبدیل شراره‌ها به سرو و یاسمن.

  • معنی: وارد شو و رازهای شگفت حضرت ابراهیم (ع) را ببین که چگونه در میان شعله‌های آتش، گلستان و درختان سرسبز یافت.

بیت ۹: مرگ می‌دیدم گَهِ زادن ز تو / سخت خوفم بود افتادن ز تو

  • قافیه: زادن / افتادن

  • ردیف: ز تو

  • معنی: آن هنگام که می‌خواستم از رحم تو زاده شوم، خروج از آن محیط را به منزلهٔ مرگ می‌پنداشتم و از جدا شدن از تو بسیار هراسان بودم.

بیت ۱۰: چون بزادم، رَستم از زندانِ تنگ / در جهانی خوش‌هوای خوب‌رنگ

  • قافیه: تنگ / خوب‌رنگ

  • ردیف: ندارد

  • معنی: اما چون به دنیا آمدم، از آن زندان تاریک و تنگ رهایی یافتم و پای در جهانی با هوای دلپذیر و رنگ‌های زیبا نهادم.

بیت ۱۱: من جهان را چون رَحِم دیدم کنون / چون در این آتش بدیدم این سُکون

  • قافیه: کنون / سُکون

  • ردیف: ندارد

  • آرایه: تمثیل و تشبیه مرکب (مانند کردن دنیا به زهدان تنگ مادر در مقایسه با فراخنای عالم قرب و آرامش این آتش).

  • معنی: اکنون که این آرامش را در دل آتش دیدم، دریافتم که تمام این دنیای مادی در مقایسه با این مقام، مانند همان رحم تنگ و تاریک است.

بیت ۱۲: اندرین آتش بدیدم عالمی / ذره ذره اندر او عیسی‌دَمی

  • قافیه: عالمی / عیسی‌دَمی

  • ردیف: ندارد

  • آرایه: تلمیح به دم حیات‌بخش عیسی (ع) در جانبخشی؛ اغراق.

  • معنی: در دل این آتش جهانی پهناور را مشاهده کردم که تک‌تک ذرات آن، روحی حیات‌بخش و مسیحایی دارند.

بیت ۱۳: نَک، جهانِ نیست‌شکلِ هست‌ذات / وآن جهانِ هست‌شکلِ بی‌ثبات

  • قافیه: هست‌ذات / بی‌ثبات

  • ردیف: ندارد

  • آرایه: تناقض (پارادوکس) و تضاد میان «نیست‌شکل» با «هست‌ذات» و «هست‌شکل» با «بی‌ثبات».

  • معنی: اینک بنگر به جهانی معنوی که در صورت ناپیداست اما ذاتی پایدار دارد؛ در برابر این دنیای مادی که در ظاهر پایدار می‌نماید ولی فانی و بی‌ثبات است.

بیت ۱۴: اندر آ مادر به حقِ مادری / بین که این آذر ندارد آذری

  • قافیه: مادری / آذری

  • ردیف: ندارد

  • آرایه: جناس تام میان «آذر» (آتش) و «آذری» (سوزندگی)؛ تناقض در «آذرِ بی‌آذری».

  • معنی: ای مادر، تو را به حق مادری‌ات سوگند به درون آی و ببین که این آتش هیچ‌گونه سوزندگی و عذابی در خود ندارد.

بیت ۱۵: اندر آ مادر، که اقبال آمده‌ست / اندر آ مادر مده دولت ز دست

  • قافیه: آمده‌ست / ز دست

  • ردیف: ندارد

  • معنی: ای مادر به آتش درآی که سعادت حقیقی فرارسیده است؛ درآی و چنین موهبت و رحمتی را از کف مده.

بیت ۱۶: قدرتِ آن سگ بدیدی، اندر آ / تا ببینی قدرت لطفِ خدا

  • قافیه: اندر آ / خدا

  • ردیف: ندارد

  • معنی: زورآزمایی و ستم آن شاه سگ‌صفت را دیدی؛ اکنون درآی تا توانمندی بیکران فضل و عنایت خداوند را مشاهده کنی.

بیت ۱۷: من ز رحمت می‌کشانم پای تو / کز طَرَب خود نیستم پروای تو

  • قافیه: پای / پروا

  • ردیف: تو

  • معنی: اگر پای تو را به سوی آتش می‌کشم از سر شفقت مادری است، وگرنه من از شدت شادمانی و مستی وصال، دیگر در بند تعلق به تو نیستم.

بیت ۱۸: اندر آ و دیگران را هم بخوان / کاندر آتش شاه بنهاده‌ست خوان

  • قافیه: بخوان / خوان

  • ردیف: ندارد

  • آرایه: جناس تام میان «بخوان» (دعوت کن) و «خوان» (سفرهٔ نعمت)؛ استعاره مصرحه در «خوان» (مائده‌های معنوی).

  • معنی: به درون آتش درآی و سایر مردم را نیز به این بزم دعوت کن، چرا که پادشاه حقیقی در دل این آتش سفره‌ای از نعمت‌های غیبی گسترده است.

بیت ۱۹: اندر آیید ای مسلمانان همه / غیر این عَذبی عذاب است آن همه

  • قافیه: همه / آن همه

  • ردیف: ندارد

  • آرایه: جناس اشتقاق (شبه‌جناس) میان «عَذب» (گوارایی و پاکی) و «عذاب» (رنج و شکنجه)؛ تضاد.

  • معنی: ای اهل تسلیم و ایمان به این آتش درآیید! زیرا جز این گوارایی و شیرینی وصال، هر آنچه در دنیاست سراسر رنج و شکنجه است.

بیت ۲۰: اندر آیید ای همه! پروانه‌وار / اندرین بَهره که دارد صد بهار

  • قافیه: پروانه‌وار / صد بهار

  • ردیف: ندارد

  • آرایه: تشبیه صریح (شتافتن به آتش به شیوهٔ پروانه)؛ استعاره و اغراق در «صد بهار» داشتنِ آتش.

  • معنی: همگی همچون پروانه بی‌پروا به سوی این شعله بشتابید؛ به سوی این گلستانی که در دل خود صدها بهار خرم دارد.

بیت ۲۱: بانگ می‌زد در میان آن گروه / پُر همی شد جانِ خلقان از شُکوه

  • قافیه: گروه / شُکوه

  • ردیف: ندارد

  • معنی: کودک در میان آن جمعیت فریاد برمی‌آورد و از هیبت و شگفتی کلامش، جان و روان مردمان آکنده از حیرت و عظمت می‌شد.

بیت ۲۲: خلق، خود را بعد از آن بی‌خویشتن / می‌فکندند اندر آتش مرد و زن

  • قافیه: خویشتن / زن

  • ردیف: ندارد

  • معنی: پس از شنیدن این کلام اعجازآمیز، مرد و زن از خود بی‌خود گشته و با پای خود خویشتن را به میان آتش می‌افکندند.

بیت ۲۳: بی مُوَکِّل، بی کشش از عشقِ دوست / زآنکه شیرین کردن هر تلخ ازوست

  • قافیه: دوست / ازوست

  • ردیف: ندارد

  • آرایه: تلمیح به اثر کیمیای عشق («از محبت تلخ‌ها شیرین شود»).

  • معنی: بدون اجبار مأموران و کشاکش نگهبانان، تنها به کشش عشق معشوق ازلی خود را به آتش می‌سپردند؛ چرا که شیرین ساختن هر شرنگ و تلخی کار عشق اوست.

بیت ۲۴: تا چنان شد آن عَوانان، خلق را / منع می‌کردند کآتش در میا

  • قافیه: خلق را / در میا

  • ردیف: ندارد

  • آرایه: کنایه (منع کردن ستمگران از ورود مردم به آتش، کنایه از واژگونی کامل نقشه‌ها و درماندگی ظالمان).

  • معنی: کار بدانجا رسید که همان مأموران سنگدل مانع هجوم مردم می‌شدند و با التماس فریاد می‌زدند: دیگر خود را در آتش نیندازید!

بیت ۲۵: آن یهودی شد سیه‌رو و خجل / شد پشیمان، زین سبب بیمار دل

  • قافیه: خجل / دل

  • ردیف: ندارد

  • آرایه: کنایه («سیه‌رو شدن» کنایه از رسوایی، شرمساری و شکست مفتضحانه).

  • معنی: پادشاه جهود از ناکامی نقشه‌اش رسوا و شرمسار گردید و از این شکست، دلش چرکین و افسرده و بیمار شد؛

بیت ۲۶: کاندر ایمان، خلق عاشق‌تر شدند / در فنای جسم، صادق‌تر شدند

  • قافیه: عاشق‌تر / صادق‌تر

  • ردیف: شدند

  • معنی: زیرا دریافت که مردم در دینداری‌شان پرشورتر گشتند و در فدا کردن تن خاکی در راه معشوق، پایدارتر و بااخلاص‌تر شدند.

بیت ۲۷: مکرِ شیطان هم در او پیچید، شُکر / دیو خود را سیه‌رو دید، شُکر

  • قافیه: پیچید / دید

  • ردیف: شُکر

  • آرایه: کنایه («مکر در کسی پیچیدن» کنایه از به دام فتنهٔ خود افتادن؛ «سیه‌رو دیدن دیو» کنایه از مغلوب شدن اهریمن).

  • معنی: شکر خدا که نیرنگ شیطان به خود او بازگشت و دامنگیرش شد، و اهریمن گمراهی خود را شکست‌خورده و رسوا دید.

بیت ۲۸: آنچه می‌مالید در روی کسان / جمع شد در چهرهٔ آن ناکس، آن

  • قافیه: کسان / آن

  • ردیف: ندارد

  • آرایه: کنایه («سیاهی به روی کسی مالیدن» کنایه از تهمت، بدنام کردن و تباه ساختن دیگران).

  • معنی: همان سیاهی و ننگی را که می‌خواست بر چهرهٔ دیگران بنشاند، اینک یکجا بر صورت خود آن شخص فرومایه گرد آمد.

بیت ۲۹: آنکه می‌درید جامهٔ خلق، چُست / شد دریده آنِ او، ایشان دُرست

  • قافیه: چُست / دُرست

  • ردیف: ندارد

  • آرایه: تضاد میان «دریده» و «درست»؛ تمثیل و ارسال‌المثل.

  • معنی: آن ستمگری که جامهٔ آبرو و حیات مردم را به شتاب پاره می‌کرد، پردهٔ خودش دریده و رسوا شد، در حالی که آبرو و ایمان آن مؤمنان بی‌گزند و استوار بر جای ماند.

قسمت نظرات برای این شعر غیر فعال است.
هدیه دادن شعر «به سخن آمدن طفل در میان آتش»

یکی از دوستان خود را برای خواندن این شعر زیبا دعوت کنید.

شما هنوز کسی را دنبال نکرده‌اید یا دنبال‌کننده‌ای ندارید.

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید