معنی عدماء
10 بازدید
[ عَ ] (ع ص) زمین ویران. (منتهی الارب) (آنندراج). || گوسپند سفیدسر مخالف رنگ سایر اندام. (منتهی الارب) (آنندراج). || من الارض، البیضاء. (قطرالمحیط).[ عُ دَ ] (ع ص، اِ) جِ عَدیم. (قطرالمحیط).
کلمات همقافیه با «عدماء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر