معنی عدف
7 بازدید
[ عَ ] (ع اِ) نوال اندک. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || خورش ستور اندک. (منتهی الارب) (آنندراج). اندک از علف. (از اقرب الموارد). || اندک از هر چیزی. (منتهی الارب).[ عِ ] (ع اِ) پاره ای از شب. || گروه مردم. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (قطرالمحیط). || از ده تا پنجاه. (منتهی الارب). || اصل از هر چیزی. (منتهی الارب) (آنندراج).[ عَ دَ ] (ع اِ) خاشاک. (اقرب الموارد) (منتهی الارب) (قطرالمحیط). || اندک از علف و جز آن. (آنندراج) (ناظم الاطباء). || جِ عِدفة.
کلمات همقافیه با «عدف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دف» برای سرودن شعر