معنی عدعدة
6 بازدید
[ عَ عَ دَ ] (ع اِمص) شتابی. (ناظم الاطباء). || شتاب کردن در رفتار. (ناظم الاطباء) (از قطرالمحیط). || (اِ) آواز سنگخواره. (ناظم الاطباء).[ ] (اِخ) (مرز و بوم یا عبد) و آن شهری است در جنوب یهودا. و دور نیست که همان فوقه یا عداده باشد. (از قاموس کتاب مقدس).
کلمات همقافیه با «عدعدة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دة» برای سرودن شعر