معنی عدالت کردن
6 بازدید
[ عَ / عِ لَ کَ دَ ] (مص مرکب) دادگستر بودن. باعدالت بودن. عادل بودن : عدالت کن که در عدل آنچه یک ساعت به دست آید میسر نیست در هفتاد سال اهل عبادت را. صائب.
کلمات همقافیه با «عدالت کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر