معنی عدال
6 بازدید
[ عِ ] (ع مص) با چیزی برابر آمدن. (منتهی الارب). || خمیدن. (منتهی الارب) (آنندراج). || بازگردیدن از کسی. (منتهی الارب). || اندازه کردن میان دو چیز. (منتهی الارب) (آنندراج). || بازگردیدن. (منتهی الارب). || توقف نمودن. || هم وزن کردن و برابر گردانیدن چیزی را به چیزی. || با کسی سوار شدن در کجاوه. || متردد بودن در اختیار یکی از دو امر که پیش آید کسی را. (آنندراج) (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «عدال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر