معنی عجما
7 بازدید
[ عَ ] (ع ص) کسی را گویند که بهیچ خیر و شری وانرسیده باشد. (آنندراج) (برهان): صورت مردم عقل است نگاریدهٔ او چو از او عقل جداگشت همانا عجماست. محمد عثمان (از لغت فرس، از حاشیهٔ برهان). || در عربی حیوان غیرذی عقل و زنی که قادر بر سخن کردن نباشد. (برهان) (آنندراج). رجوع به عجماء شود.
کلمات همقافیه با «عجما»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ما» برای سرودن شعر