معنی عجلان
6 بازدید
[ عَ ] (ع ص) تیزرو و سریع. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). ج، عَجالی ََ و عِجال و عُجالی ََ. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). || (اِ) ماه شعبان. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || (اِخ) نام مردی. || نام بطنی از انصار. || ام عجلان نام مرغی است. (ناظم الاطباء).[ عَ ] (اِخ) ابن رُمَیثةبن ابی نمی، از امراء مکه است. مولد و وفاتش به مکه بود. پدر وی به سال ۷۴۵ هـ . ق. ولایت را بدو واگذارد و به سال ۷۷۷ درگذشت. (از اعلام زرکلی).
کلمات همقافیه با «عجلان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر