معنی عجب داشتن
7 بازدید
[ عَ جَ تَ ] (مص مرکب) شگفت داشتن. به شگفت بودن. تعجب کردن : عجب دارم ار شرم دارد ز من که شرمم نمیآید از خویشتن.سعدی. عجب دارم از خواب آن سنگدل که خلقی بخسبند از او تنگدل. سعدی (بوستان). بخندید و بگریست مرد خدای عجب داشت سنگین دل تیره رای. سعدی (بوستان). عجب میداشتم دیشب ز حافظ جام پیمانه ولی منعش نمیکردم که صوفی وار می آورد. حافظ.
کلمات همقافیه با «عجب داشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر