معنی عجاج

معنی عجاج

6 بازدید
[ عَ ] (ع اِ) گرد. (منتهی الارب). غبار. (اقرب الموارد) (شرح قاموس) (غیاث اللغات) (مهذب الاسماء). || دود. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (شرح قاموس) (مهذب الاسماء). || (ص) مردم نودیده و فرومایه. (آنندراج) (منتهی الارب). سفله از مردم است. (شرح قاموس). رعاء الناس و غوغاهم. (اقرب الموارد). || گول. (منتهی الارب). احمق. (اقرب الموارد).
[ عَ جْ جا ] (ع ص) با بانگ و فریاد از هر صاحب صوتی. (اقرب الموارد) (از آنندراج) (شرح قاموس) (از مهذب الاسماء): نهر عجاج و فحل عحاج. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). || روز گردانگیز. (منتهی الارب). روزی که در آن غبار باشد. (اقرب الموارد).
[ عَ جْ جا ] (اِخ) عبداللََّه بن روبةبن لبیدبن صخرالسعدی التمیمی معروف به عجاج و مکنی به ابوالشعثاء در جاهلیت متولد شد شعر گفت سپس اسلام آورد و تا خلافت ولیدبن عبدالملک بزیست. در اواخر عمر زمین گیر شده در حدود سال ۹۰ هـ . ق. درگذشت. (از اعلام زرکلی).

کلمات هم‌قافیه با «عجاج»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اج» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید