معنی عجاب
5 بازدید
[ عُ ] (ع ص، اِ) کار نیک شگفت. (منتهی الارب). آنچه تجاوز کند از حد عجب. (اقرب الموارد): من رآنی فقد رأی ََ اللََّه گوی کاین نظر بس عجاب دیدستند.خاقانی. || امر عجاب و شی ء عجاب؛ آنچه از آن تعجب کنند. (اقرب الموارد).[ عُ جْ جا ] (ع ص) کار نیک شگفت و درگذرنده از حد در شگفتی. || آنچه از آن تعجب کنند. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «عجاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر