معنی عثج
6 بازدید
[ عَ ] (ع مص) همیشگی نمودن بر اندک اندک نوشیدن چیزی. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). || (اِ) گروه مسافران، مقلوب ثعج. (منتهی الارب). گروه مردم. || پاره ای از شب. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).[ عَ ثَ ] (ع مص، اِ) به همهٔ معانی رجوع به عَثج شود.
کلمات همقافیه با «عثج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ثج» برای سرودن شعر