معنی عثة
4 بازدید
[ عُ ثْ ثَ ] (ع ص) عجوز. (اقرب الموارد). گنده پیر. (منتهی الارب). || (اِ) مته پشم. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). سوسة تلحس السوف و الثیاب و اکثر ماتکون فی الصوف. (اقرب الموارد) (از لسان). || (ص) زن پلیدزبان گول. (منتهی الارب). زن پلید گم نام. زن احمق. (اقرب الموارد). || (اِ) مار که مار را خورد از گرسنگی در خشکسالی. ج، عثاث. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «عثة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ثة» برای سرودن شعر