معنی عتیل
7 بازدید
[ عَ ] (ع ص) تشنه. (غیاث اللغات از لطائف). || مزدور. (مهذب الاسماء). مزدور و خادم. (منتهی الارب) (آنندراج). || داء عتیل، شدید؛ بیماری سخت. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «عتیل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یل» برای سرودن شعر