معنی عتیب
6 بازدید
[ عِ ] (ع اِمص) ممالِ عتاب : در یک سخن آن همه عتیبش بین در یک نظر آن همه فریبش بین. خاقانی (دیوان چ سجادی ص ۶۵۴). خواجه کز مهر با شکیب آمد با سهی سرو در عتیب آمد.نظامی. رومیانه روی دارد زنگیانه زلف و خال و آن کمان ابروانش بین که باشد پر عتیب. مولوی.[ عَ ] (اِخ) پدر قبیله ای است از یمن. (منتهی الارب) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «عتیب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یب» برای سرودن شعر