معنی عتی
7 بازدید
[ عِ تی ی / عُ تی ی ] (ع مص) از حد درگذشتن. (اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج) (تاج المصادر). || بزرگ منشی کردن. (اقرب الموارد) (منتهی الارب) (غیاث اللغات). || به غایت پیری رسیدن. (تاج المصادر) (غیاث اللغات). کلانسال شدن و پشت دو تا کردن : {/Bوَ قَدْ بَلَغْتُ مِنَ اَلْکِبَرِ عِتِیًّا. ۱۱-۱۶۱۹:۸/}(قرآن ۱۹/۸). || نافرمانی کردن. (تاج المصادر). در منتهی الارب بفتح و ضم اول سرکشی کردن. (منتهی الارب).[ عَ تْ تا ] (ع حرف) لغتی است در حَتّی. (اقرب الموارد) (منتهی الارب).[ عَ تی ی ] (ع ص) متکبر. درگذرنده از حد. (منتهی الارب).[ عُ تی ی ] (ع ص، اِ) جِ عاتٍ. (اقرب الموارد) (منتهی الارب).[ عَ تا ] (ع مص) عُتُوّ. (قطرالمحیط) (اقرب الموارد). رجوع به عتو و عتی [ عِ ی ی ] و [ عُ ی ی ] شود.[ عَ تْ یْ ] (ع مص) بزرگ منشی کردن. (منتهی الارب). || درگذشتن از حد. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «عتی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تی» برای سرودن شعر