معنی عترة
6 بازدید
[ عِ رَ ] (ع اِ) عترت. فرزندان و اخص اقارب مرد یا اهل بیت قریب یا خویشان او از اقارب باشند یا از اباعد: نحن عترة رسول اللََّه. (ابوبکر بنقل منتهی الارب). عترت. و رجوع به عترت شود. || گردن بند که به مشک و عنبر و مانند آن معجون کرده ساخته باشند. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || خیار کبر. (منتهی الارب). قثاء الاصف. (اقرب الموارد). || مرزنجوش. || پاره ای از مشک خالص. || آب دهن خوش. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || (اِمص) تیزی دندان و باریکی و صفایی و آب داری آن. (منتهی الارب). شرالاسنان. (اقرب الموارد). || سختی. || توانایی. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «عترة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر