معنی عتبة

معنی عتبة

6 بازدید
[ عَ تَ بَ ] (ع اِ) آستانهٔ در یا بالایین از هر دو. (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد). || هر پله از نردبان. یک پایه نردبان. (منتهی الارب). || زن مرد. (منتهی الارب). زن. (اقرب الموارد). || (ص) ناخوش. (اقرب الموارد) (آنندراج) (منتهی الارب). یقال، حُمِلَ فلان علی عَتَبَةٍ؛ أی امر کریه من البلاء. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). || (اِمص) سختی. (منتهی الارب).
[ عُ بَ ] (ع اِ) خم رودبار. (اقرب الموارد).
[ عُ بَ ] (اِخ) ابن ابی سفیان بن حرب بن امیةبن عبدشمس است که معاویه به سال ۴۳ هـ . ق. وی را ولایت مصر داد سپس به اسکندریه شد و در آنجا برای خود خانه ای بساخت و به سال ۴۴ هـ . ق. بدانجا درگذشت. (از الاعلام زرکلی).
[ عُ بَ ] (اِخ) ابن الحباب انصاری شاعری غزل سرای و از مردم مدینه و از شعرای عصر اموی است. وی نزدیک مدینه به قتل رسید. (از الاعلام زرکلی).
[ عُ بَ ] (اِخ) ابن ربیعةبن عبدشمس مکنی به ابوالولید. از بزرگان قریش در عصر جاهلی است. اسلام را دریافت و در جنگ بدر با مشرکان بود و چون سری بزرگ داشت خودی که برای او مناسب باشد یافت نشد و پارچه ای بر سر خود بست. وی در این جنگ به سال ۲ هـ . ق. به قتل رسید. (از الاعلام زرکلی).
[ عُ بَ ] (اِخ) ابن غزوان بن جابربن وهیب الحارثی. بانی شهر بصره و صحابی و قدیم الاسلام است. وی به حبشه عزیمت کرد و در جنگ بدر و قادسیه حاضر بود. عمر او را ولایت بصره داد در آن وقت بصره را «الابلة» یا «أرض الهند» مینامیدند. عتبه طرح شهر را بیفکند سپس به میسان و ابزقباذ برفت و آنجا را بگشود. عمر او را به مدینه خواند و هنگام بازگشت به سال ۱۷ هـ . ق. در راه بمرد. وی قامتی بلند و چهره ای زیبا داشت و از تیراندازان نامی بود و صحیحین از او چهار حدیث آورده است. (از الاعلام زرکلی) (نزهة القلوب ص ۳۷) (عیون الاخبار ج ۱ ص ۲۱۷).

کلمات هم‌قافیه با «عتبة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «بة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید