معنی عتاد
6 بازدید
[ عَ ] (ع اِمص، اِ) ساخت. (منتهی الارب). آنچه آماده باشد از سلاح و چارپا و ساز جنگ. (اقرب الموارد). || سامان. || آمادگی. || آنچه جهت سفر و جز آن آماده سازند. (منتهی الارب).[ عَ ] (ع مص) آماده گردیدن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «عتاد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر