معنی عتابی
5 بازدید
[ عُ ] (ص نسبی، اِ) قسمی از خارا که جامه ای معروف است. (غیاث اللغات) (آنندراج). خارایی موجدار منسوب به محله ای از بغداد. (دیوان البسهٔ نظام قاری ص ۲۰۲). و در این بیت منوچهری به تشدید تاء آمده است : یا چنان زرد یکی جامهٔ عتابی پرز برخاسته زو چون سر مرغابی. منوچهری. آنجا که چرخ عتبهٔ اقبال او گشاید دهر سفیدجامه چه باشد یکی عتابی.ظهیر. گر به دیباهای رنگین آدمی گردد کسی پس در اطلس چیست گرگ و در عتابی سوسمار. کمال اسماعیل.[ عَ تْ تا ] (اِخ) لقب کلثوم بن عمرو است. رجوع به کلثوم بن عمرو شود.[ عَ تْ تا ] (اِخ) لقب ابوالعتاهیه است. رجوع به ابوالعتاهیه و محمدابوعبداللََّه شود.
کلمات همقافیه با «عتابی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بی» برای سرودن شعر