معنی عبیرآباد
5 بازدید
[ عَ ] (اِخ) دهی است از دهستان دربقاضی بخش حومهٔ شهرستان نیشابور، واقع در ۱۸ هزارگزی جنوب خاوری نیشابور. در جلگه واقع است. و هوای آن معتدل است و ۳۵۴ تن سکنه دارد. آب آن از قنات تأمین میشود. محصولات آن غلات است شغل اهالی زراعت و مالداری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).[ عَ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش مرکزی شهرستان دامغان، واقع در ده هزارگزی جنوب باختری دامغان. و هفت هزارگزی ایستگاه. هوای آن معتدل است و ۳۵۰ تن سکنه دارد. آب آن از قنات و چشمه علی تأمین میشود. محصولات آن غلات، پسته، پنبه، انگور و حبوبات است. شغل اهالی زراعت و گله داری است. صنایع دستی آنها کرباس بافی است. راه فرعی آن از ایستگاه منشعب میشود. دبستان دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۳).
کلمات همقافیه با «عبیرآباد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر