معنی عبوثران
7 بازدید
[ عَ بَ ثُ / ثَ ] (ع ص، اِ) کافور خوشبوی. (مهذب الاسماء). گیاهی است خوشبو. (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد). || کار سخت. || شر. || ناخوش. || درخت بسیارخار که کسی که بدان افتد خلاص نیابد. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «عبوثران»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر