معنی عبقان
8 بازدید
[ عَ ] (ع ص) یقال رجل عبقان؛ مرد بدخوی. (اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «عبقان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر