معنی عبرت

معنی عبرت

6 بازدید
[ عِ رَ ] (ع مص) عبرة. پند گرفتن. (غیاث اللغات) (از صراح) (ناظم الاطباء). عبرة: سه بیت شعر یاد داشتم از آن ابوالعتاهیه... که اندر آن عبرتهاست. (تاریخ بیهقی ص ۲۳۸). خاقانیا به عبرت ناپاکی فلک بر خاک آن شهنشه کشور گذشتنی است. خاقانی. || نوع. (اقرب الموارد): و اگر توبه نکند او را بعبرتی باید کشت که جهانیان را بدان اعتبار باشد. (فارسنامهٔ ابن البلخی ص ۶۵). || سنجیدن. مقیاس گرفتن. (معجم متن اللغة). منقول از مال رؤوس که آن بر سبیل شمار سرها است نه بمساحت و این گرد فناخسرو اکنون مزرعتی است که عبرت آن دویست و پنجاه دینار بیشتر نباشد. (فارسنامهٔ ابن البلخی ص ۱۳۳). عبرت سه هزارو پانصدو پنجاه درهم است. (تاریخ قم ص ۱۲۳). و آن مواضع که فراموش کرده باشند و بعد از مساحت و عبرت معلوم شود از آن عشر خراج بستاند. (تاریخ قم ص ۱۰۸). رجوع به عبرة شود. || عبور کردن طبیعت است از غفلت بسوی آگاهی. (غیاث اللغات) (ناظم الاطباء). - عبرت دیگران گردانیدن؛ کسی را سخت تنبیه کردن که دیگران پند گیرند. - عبرتگه؛ دنیا است که از حوادث آن عبرت خیزد. - عبرت نما؛ آنچه موحب اعجاب شود. شگفت انگیز: بوقت هندسه عبرت نمائی مجسطی دان و اقلیدس گشائی.نظامی.

کلمات هم‌قافیه با «عبرت»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «رت» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید