معنی عبدی

معنی عبدی

4 بازدید
[ عَ دی ی ] (اِخ) در اصطلاح رجال لقب ابراهیم بن خالد عطار و ابراهیم بن نعیم و ادهم بن امیة و جز ایشان است. (از ریحانة الادب ج ۳ ص ۶۰).
[ عَ دی ی ] (ص نسبی) نسبت است به عبد. (اقرب الموارد). || نسبت است به عبدالقیس، و عبقی نیز گویند. (اقرب الموارد). منسوب به عبدالقیس و بطنی از جدیله است. (صبح الاعشی ج ۱ ص ۳۳۷). || نسبت است به عبدالقیس از ربیعةبن نزار. (اللباب ج ۲ ص ۱۱۳).
[ عَ ] (اِخ) دهی است از دهستان کابریک بخش جاسک شهرستان بندرعباس. واقع در ۱۰۰هزارگزی خاور جاسک، جنوب راه مالرو جاسک -چاه بهار. ۲۵ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸).
[ عَ دی ی ] (اِخ) احمدبن بکربن احمدبن بقیهٔ فسوی نحوی لغوی. (از ریحانة الادب ج ۳ ص ۴۰). و رجوع به احمدبن ابی بکر العبدی شود.
[ عَ دی ی ] (اِخ) سفیان بن مصعب، مکنی به ابومحمد. از شعراء کوفه بود. از اشعار اوست: و قالوا رسول اللََّه ما اختار بعده اماماً و لکنا لانفسنا اخترنا اقمنا اماماً ان أقام علی الهدی أطعنا و ان ضل الهدایة قومنا. (از ریحانة الادب ج ۳ ص ۶۰).
[ عَ دی ی ] (اِخ) هرم بن حیان عبدی. از اتقیاء زهاد ثمانیه و از خواص اصحاب علی علیه السلام و مصاحب اویس قرنی بود. (از ریحانة الادب ج ۵ ص ۳۱۸).

کلمات هم‌قافیه با «عبدی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید