معنی عبدة

معنی عبدة

5 بازدید
[ عَ بَ دَ ] (ع ص، اِ) جِ عابد. || (اِمص) توانایی. (منتهی الارب). قوت. (اقرب الموارد). ناقة ذات عبدة؛ أی قوی شدیدة. (اقرب الموارد). || فربهی. (منتهی الارب). || بقاء. زندگانی. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). || (اِ) سنگ خوش بوی. (منتهی الارب). صلاءة الطیب. (اقرب الموارد). || عار و ننگ. (منتهی الارب). اَنفه. (اقرب الموارد). || مغضوب علیه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || (اِمص) خشم و غضب. || نفرت. || جرب و گری شتران. || ستبری پارچه. || حرص و آز. || پشیمانی. || ملامت. (ناظم الاطباء).
[ عَ دَ ] (اِخ) ابن یزید (الطبیب)بن عمروبن علی، از تمیم. شاعری بزرگ است که عهد جاهلیت و اسلام را دریافت. وی مردی شجاع بود و با مثنی بن حارثه و نعمان و جز آن در مدائن و غیره در جنگ با ایرانیان شرکت کرد. وی صاحب مرثیه ای است که از جملهٔ آن است: و ماکان قیس هلکه هلک واحد. او در حدود سال ۲۵ هـ . ق. درگذشت. (از الاعلام زرکلی).

کلمات هم‌قافیه با «عبدة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید