معنی عبدان
6 بازدید
[ عَ بَ ] (اِخ) ناحیه ای است به یمن. (از معجم البلدان).[ عَ ] (اِخ) موضعی است به یمن. (از معجم البلدان).[ عَ ] (اِخ) یکی از دهات مرو است که بوالقاسم عبدالحمیدبن عبدالرحمان بن احمد العبدانی منسوب است بدان. (از معجم البلدان).[ عَ بُ ] (اِخ) نهر عبدان، نهری است به بصره در جانب فرات منسوب به مردی است از اهل بحرین. (از معجم البلدان).[ عَ ] (ع اِ) جِ اَعْبُد. (لسان العرب).[ عِ بِ دْ دا ] (ع اِ) جِ اَعبد. (السان العرب).
کلمات همقافیه با «عبدان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دان» برای سرودن شعر