معنی عبدالوهاب

معنی عبدالوهاب

7 بازدید
[ عَ دُلْ وَهْ ها ] (اِخ) ابن ابراهیم بن عبدالوهاب الخزرجی الزنجانی. از علمای عربیت است. او راست: تصریف العزی در صرف. الهادی در نحو. معیار النظار فی علوم الاشعار. وی به سال ۶۵۵ هـ . ق. به بغداد درگذشت.
[ عَ دُلْ وَهْ ها ] (اِخ) ابن ابراهیم الامام. از بنی عباس است. به سال ۱۴۰ هـ . ق. عم وی منصور او را با هفتاد هزار تن به مکه فرستاد و حسن بن قحطبه را همراه او کرد. مردم روم از ایشان ترسیدند و آنان ملیطه را که بدست فرنگیان ویران شده بود آباد کردند. وی به سال ۱۵۱ -۱۵۲ هـ . ق. به غزاء صائفه پرداخت و در ۱۵۷ هـ . ق. درگذشت. (از الاعلام زرکلی).
[ عَ دُلْ وَهْ ها ] (اِخ) ابن احمدبن سحنون معروف به ابی سحنون. طبیبی است و او را ادب و شعری است. وی خطیب یثرب و طبیب بیمارستان جبل بود. به سال ۶۱۹ هـ . ق. متولد شد و در ۶۹۴ هـ . ق. درگذشت. (از الاعلام زرکلی).
[ عَ دُلْ وَهْ ها ] (اِخ) ابن احمدبن علی الحنفی الشعرانی، مکنی به ابومحمد. از علماء متصوف است. به سال ۸۹۹ هـ . ق. در قلقشندهٔ مصر متولد شد و به سال ۹۷۳ هـ . ق. به قاهره درگذشت و حنفی نسب اوست به محمدبن حنفیه و شعرانی نسب اوست به قریه ای که در آن متولد شده است. از کتب او است: الدار المنثورة فی زبد العلوم المشهورة. لواقح الانوار فی طبقات الاخیار. مختصر تذکرة القرطبی. الیواقیت و الجواهر فی بیان عقاید الاکابر. المیزان. المیزان الکبری. مشارق الانوار. ادب القضاة. لطائف المنن. البدر المنیر در حدیث. مختصر الفتوحات. البحر المورود فی المواثیق و العهود. کشف الغمه عن جمیع الامة. المنهج المبین فی ادلة المجتهدین. تنبیه المغترین فی آداب الدین منح المنة و جز آن. (از الاعلام زرکلی).
[ عَ دُلْ وَهْ ها ] (اِخ) ابن احمدبن وهبان الدمشقی. فقیهی حنفی و در ادب ماهر بود. ولایت قضاء حماة یافت. از کتب اوست: قیدالشرائد که منظومه ای است در هزار بیت متضمن مسائل غریب در فقه و شرح آن منظومه در دو مجلد. وی به سال ۷۶۸ هـ . ق. درگذشت. (از الاعلام زرکلی).
[ عَ دُلْ وَهْ ها ] (اِخ) ابن داودبن طاهر. سلطان یمن بوده. به سال ۸۸۳ هـ . ق. به امارت رسید. وی مردی بردبار و صاحب رأی بود او را در یمن آثاری است. وی به سال ۸۶۶ هـ . ق. متولد شد و به سال ۸۹۴ هـ . ق. درگذشت. (از الاعلام زرکلی).
[ عَ دُلْ وَهْ ها ] (اِخ) ابن سلیمان بن علی بن مشرف التمیمی النجدی. وی فقیهی حنبلی و از مردم عیینة نجد و والد محمدبن الوهاب امام حنابلهٔ نجد است. به سال ۱۱۵۳ هـ . ق. درگذشت. در بعض مسائل فقهی نوشته هایی دارد. (از الاعلام زرکلی).
[ عَ دُلْ وَهْ ها ] (اِخ) ابن علی بن عبدالکافی، مکنی به ابونصر و معروف به تاج الدین السبکی. رجوع شود به تاج الدین سبکی علی بن... و سبکی و نیز ریحانة الادب ج ۱ ص ۱۹۸ و الاعلام زرکلی.
[ عَ دُلْ وَهْ ها ] (اِخ) ابن علی بن نصر، مکنی به ابومحمد. قاضی و فقیه بود و او را نظمی است. وی به ادب معرفتی داشت. به سال ۳۶۲ هـ . ق. به بغداد متولد شد. ولایت قضاء بدو رسید. سپس بشام رفت و در بصره با ابوالعلاء ملاقات کرد. آنگاه به مصر رفت و شهرت او فراوان گشت و به سال ۴۲۳ هـ . ق. به مصر درگذشت. از کتب اوست: بالتلقین در فقه مالکیان. عیون المسائل. النصرة لمذهب مالک. شرح المدونة. الادلة فی مسائل الخلاف. (از الاعلام زرکلی).
[ عَ دُلْ وَهْ ها ] (اِخ) ابن فضل اللََّه العمری القرشی ملقب به شرف الدین. نویسنده ای مترسل و از مردم مصر است. خدمت ملک اشرف و ملک ناصر و سیف الدین تنکز کرد. ملک ناصر او را به شام فرستاد و به سال ۷۱۷ هـ . ق. بدانجا درگذشت. (از الاعلام زرکلی).
[ عَ دُلْ وَهْ ها ] (اِخ) ابن محمدبن اسحاق بن مندة العبدی، مکنی به ابوعمرو معروف به ابن منده. از حفاظ حدیث بود. به سال ۴۷۴ هـ . ق. به اصفهان درگذشت. از کتب او است: الفوائد فی الحدیث. (از الاعلام زرکلی).
[ عَ دُلْ وَهْ ها ] (اِخ) ابن محمدبن عبداللََّه بن فیروز التمیمی الاحسائی. فقیهی حنبلی و از علماء احساء (بحرین) است. به سال ۱۱۷۲ هـ . ق. متولد شد و به سال ۱۲۰۵ هـ . ق. در جوانی در بلدة الزیارة در ساحل بحر عمان درگذشت. از کتب اوست: حواشی علی شرح المنتهی در فقه. حاشیة علی شرح المقنع که آن را تمام نکرد. شرح الجوهر المکنون اخضری در معانی و بیان. و او را نظمی است. (از الاعلام زرکلی).
[ عَ دُلْ وَهْ ها ] (اِخ) ابن محمد الازدی معروف به المثقال. شاعری هجاگوی و لاابالی بود و در اشعار او رقتی است و او را اخباری است. و در حدود سال ۵۰۵ هـ . ق. درگذشت. (از الاعلام زرکلی).

کلمات هم‌قافیه با «عبدالوهاب»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اب» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید