معنی عبداللطیف

معنی عبداللطیف

7 بازدید
[ عَ دُلْ لَ ] (اِخ) ابن ابی بکربن احمد الیمانی الزبیدی. از علماء عربیت است. از تألیفات اوست: شرح ملحة الاعراب. مقدمة فی علم النحو. نظم مقدمهٔ ابن بایشاذ. (از الاعلام زرکلی).
[ عَ دُلْ لَ ] (اِخ) ابن عبدالعزیزبن ملک. فقیه حنفی است. از آثار اوست: مبارق الازهار فی شرح مشارق الانوار فی الحدیث. شرح المنار فی الاصول و جز آن. وی در حدود سال ۸۸۵ هـ . ق. درگذشت. (از الاعلام زرکلی).
[ عَ دُلْ لَ ] (اِخ) ابن عبدالمنعم بن الصیقل الحرانی الحنبلی، مکنی به ابوالفرج. عالم به حدیث و از مسانید مصر در زمان خود بود. از کتب اوست: السباعیات در حدیث. وی به سال ۶۷۲ هـ . ق. درگذشت. (از الاعلام زرکلی).
[ عَ دُلْ لَ ] (اِخ) ابن علی بن احمدبن ابی جامع العاملی. فقیه، فاضل و از شاگردان شیخ بهائی و شیخ حسن بن الشهید الثانی و غیره بود. از تألیفات اوست: الرجال. جامع الاخبار فی ایضاح الاستبصار و جز آن. (از روضات ص ۳۶۳).
[ عَ دُلْ لَ ] (اِخ) ابن یوسف بن محمدبن علی البغدادی معروف به ابن اللباد. از فلاسفهٔ اسلام و یکی از علما است. در حکمت و علم النفس و طب و تاریخ و جغرافیا و ادب کتابهای بسیار تألیف کرد. وی را حافظه ای قوی بود. و از کتب اوست: الافادة و الاعتبار بما فی مصر من الآثار. قوانین البلاغة. الانصاف بین ابن بری و ابن الخشاب. الجامع الکبیر در منطق و طبیعی در ده مجلد. بلغة الحکیم. الکلمة فی الربوبیة. تهذیب کلام افلاطون. القیاس در چهار مجلد. السماع الطبیعی. غریب الحدیث. شرح احادیث ابن ماجه و کتابهای بسیاری را خلاصه کرده است. از جمله: الحیوان للجاحظ. کتاب العمدة و او را رسائل کوچکی نیز هست که مقالات نامیده است از جمله: النفس. العلم الالهی. الماء. الحرکات المعتاصة. العادات. الحواس و جز آن. وی به سال ۵۵۵ هـ . ق. متولد و در ۶۲۹ به بغداد درگذشت. (از الاعلام زرکلی).
[ عَ دُلْ لَ ] (اِخ) انسی قاضی مستعرب و متأدب بود و انشاء نیک مینوشت. و او راست شعری. وی از موالی روم بود و قضاء رکب و محاسبت اوقاف مصر یافت به روم رفت و ولایت قضاء طرابلس شام یافت. و سپس قضاوت کوتاهیه و مرعش و جیزه و جز آن یافت. وی به سال ۱۰۷۵ هـ . ق. به دمشق درگذشت. (از الاعلام زرکلی).

کلمات هم‌قافیه با «عبداللطیف»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یف» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید