معنی عبدالسلام
6 بازدید
[ عَ دُسْ سَ ] (اِخ) ابن ابراهیم القانی المصری وی شیخ مالکیان بقاهره بود. از تألیفات اوست: شرح المنظومة الجزائریة فی العقاید. ثلاثة شروح علی الجوهرة. السراج الوهاج فی الکلام علی الاسراء و المعراج. وی به سال ۹۷۱ متولد شد و به سال ۱۰۷۸ هـ . ق. درگذشت. (از الاعلام زرکلی).[ عَ دُسْ سَ ] (اِخ) ابن احمدبن غانم المقدسی عزالدین. رجوع به غانم عزالدین عبداللََّه در این لغت نامه و الاعلام زرکلی شود.[ عَ دُسْ سَ ] (اِخ) ابن حبیب، مکنی به ابوسعید. رجوع به ابوسعید عبدالسلام در این لغت نامه و الاعلام زرکلی شود.[ عَ دُسْ سَ ] (اِخ) ابن الحسین معروف به ابوطالب مأمونی. شاعر و عالم به ادب بود. نسبت وی به مأمون عباسی میرسد. وی صاحب بن عباد را مدح گفت و نزد او مقام و منزلتی یافت و چون حسودان علیه او سعایت کردند به نیشابور و سپس به بخارا رفت و به سال ۳۸۳ هـ . ق. درگذشت. (از الاعلام زرکلی).[ عَ دُسْ سَ ] (اِخ) ابن الطیب بن محمد القادری الحسنی المغربی الفاسی، مکنی به ابومحمد. از بزرگان شیوخ عصر خود بود و در حدود سی کتاب تألیف کرد. ازجمله تألیفات اوست: الدرالسنی فی من بفاس اهل النسب الحسنی. العرف العاطر فی من بفاس من ابناء الشیخ عبدالقادر، و تألیفات دیگر. وی به سال ۱۰۵۸ هـ . ق. متولد شد و به سال ۱۱۱۰ هـ . ق. درگذشت. (از الاعلام زرکلی).[ عَ دُسْ سَ ] (اِخ) ابن عبدالرحمان اللخمی الاشبیلی. رجوع به لخمی ابوالحکم عبدالسلام بن عبدالرحمان در این لغت نامه و الاعلام زرکلی شود.[ عَ دُسْ سَ ] (اِخ) ابن عبداللََّه بن الخضربن محمدبن تیمیة الحرانی ملقب به مجدالدین و معروف به ابن تیمیه. وی فقیهی حنبلی و محدث و مفسر است. مولد او حران بود و در بغداد سکونت داشت در مذهب حنبلی یگانهٔ عصر خویش بود. از تألیفات اوست: تفسیرالقرآن العظیم. المنتقی فی احادیث الاحکام. المحرر فی الفقه. وی جد امام بن تیمیهٔ مشهور است. او به سال ۶۵۲ هـ . ق. درگذشت. (از الاعلام زرکلی).[ عَ دُسْ سَ ] (اِخ) ابن عبدالوهاب بن عبدالقادر الجیلی. والی و از علماء بغداد بود. او را متهم به مذهب فلاسفه کردند و کتابهای او را بسوختند. وی مناصب و مقاماتی یافت و به سال ۶۱۱ هـ . ق. به بغداد درگذشت. (از الاعلام زرکلی).[ عَ دُسْ سَ ] (اِخ) ابن علی بن عمربن سیدالناس، مکنی به ابومحمد الزواوی المالکی. وی نخستین کسی است که به دمشق ولایت قضاء مالکیه را یافت. از تألیفات اوست: التنبیهات علی معرفة مایخفی من الوقوفات فی القراآت. به سال ۵۸۹ هـ . ق. متولد شد و در ۶۱۱ درگذشت. (از الاعلام زرکلی).[ عَ دُسْ سَ ] (اِخ) ابن محمد الجبائی، مکنی به ابوهاشم معتزلی. رجوع به ابوهاشم عبدالسلام بن محمد در این لغت نامه و الاعلام زرکلی شود.[ عَ دُسْ سَ ] (اِخ) ابن محمد القزوینی. شیخ معتزله بود. از تألیفات او است: تفسیری بزرگ که ذهبی گوید در ۳۰۰ جزء است. وی به سال ۴۸۸ هـ . ق. به بغداد درگذشت. (از الاعلام زرکلی).[ عَ دُسْ سَ ] (اِخ) ابن مفرج الربعی. از سران لشکریان افریقا بود. سپس به شورش برخاست و به باجه رفت و در آنجا بماند تا فضل بن ابی العنبر در جزیره خروج کرد. عبدالسلام بدو پیوست و با زیادةاللََّه بن اغلب نبرد کرد و سرانجام در همان جنگ به سال ۲۱۸ هـ . ق. کشته شد. (از الاعلام زرکلی).[ عَ دُسْ سَ ] (اِخ) ابن هاشم الیشکری. از رجال عهد مهدی عباسی است. او را پیروان بسیار بود و با لشکر مهدی نبرد کرد و آنان را شکست داد و سرانجام به سال ۱۶۲ هـ . ق. به قتل رسید. (از الاعلام زرکلی).
کلمات همقافیه با «عبدالسلام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر