معنی عبابی
6 بازدید
[ عَ بْ با ] (ص نسبی) نسبت است به عباب. رجوع به عبابی و قیس بن عباب شود. (اللباب).[ عَ بْ با ] (ص نسبی) منسوب به عباب که نام مردی است و آن قیس بن عباب است. (از انساب سمعانی).[ عَ بْ با ] (اِخ) حرث بن ربیعةبن عجل عبابی. (از اللباب).[ عَ بْ با ] (اِخ) عبداللََّه بن عامربن حجیة. یکی از بنی عباب است. (اللباب).[ عَ بْ با ] (اِخ) قیس بن عباب. یکی از کسانی است که در یوم قادسیة نیک امتحان داد. (اللباب).
کلمات همقافیه با «عبابی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بی» برای سرودن شعر