معنی عامرة
6 بازدید
[ مِ رَ ] (ع ص) مؤنث عامر. آبادکننده. (آنندراج) (منتهی الارب). || معمور. آباد. || به مجاز، انباشته و پر: به اندک زمانی آن مال بسیار را بخزانهٔ عامره میرسانیم. (حبیب السیر ج ۳ ص ۳۵۲). || مار. (از اقرب الموارد). و رجوع به عوامرالبیوت و عامر شود.
کلمات همقافیه با «عامرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر