معنی عالة
6 بازدید
[ لَ ] (ع اِ) جِ عائل. رجوع به عائل شود. (منتهی الارب). || (اِ) شتر مرغ. (المنجد) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || هر پوششی که از باران در زیر آن پناه آورند. (اقرب الموارد). باران گریز. (آنندراج) (ناظم الاطباء) (المنجد).[ عال لَ ] (ع ص) مؤنث عال. (اقرب الموارد). ابل عالة؛ شتران دوباره آب خورنده. و منه المثل عرض علی سوم عالة؛ أی لم یبالغ بیعی، که فروشندهٔ کالا در وی مبالغه نکند. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «عالة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر