معنی عاقف
7 بازدید
[ قِ ] (ع ص) شاة عاقف؛ گوسپند عقاف زده که او را مرض عُقاف باشد. (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «عاقف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قف» برای سرودن شعر