معنی عافیة
6 بازدید
[ یَ ] (ع اِمص) عافیت. صحت کامل. بهبود کامل. (اقرب الموارد). || دور کردن خدای از بنده مکروه را. سلامت از بیماری و مکروهات در بدن و باطن در دین و دنیا و آخرت. || (ص) خواهندهٔ رزق از طیور و سباع و جز آن. ج، عَوافی. (منتهی الارب). - عافیة الماء؛ در آب آینده. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). - کثیرالعافیة؛ بسیارمهمان. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). و رجوع به عافیت شود. - ناقة عافیة اللحم؛ ناقهٔ بسیارگوشت. (منتهی الارب). ج، عافیات و عَوافی. (اقرب الموارد) (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «عافیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر