معنی عاصی شدن
8 بازدید
[ شُ دَ ] (مص مرکب) عصیان کردن. طغیان ورزیدن. تمرد کردن. متمرد شدن. گناه کردن. نافرمانی کردن. (ناظم الاطباء): چون سلیمان برفت از دنیا وی را پسری بود... خلق به وی عاصی شدند. (قصص الانبیاء ص ۱۷۸).
کلمات همقافیه با «عاصی شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر